خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
463
نهج البلاغة ( فارسي )
هموارش دشوار نشود و رنگ كدورت نگيرد و استقامتش كجى نپذيرد و چوب مستقيم آن خميده نگردد . راههاى گشاده اش به تنگنا بدل نشود و چراغهاى فروزانش خاموشى نگيرد . و شيرينيش به تلخى نگرايد . اسلام را ستونهايى است كه خدا پايه هايشان را بر بنيان حقيقت استوار ساخته . چشمه هايى است با جوشش فراوان و چراغهايى است با پرتوى تابان و نشانه هايى است كه مسافرانش بدان راه جويند و علامتهايى است براى گمگشتگان در راهها . و آبشخورى است كه هر كه بدان در آيد ، سيراب شود . خداوند نهايت خشنودى و بلندترين نقطهء ستونهاى اديان خود را در آن قرار داد . و عاليترين درجهء اطاعت از خود را در پيروى آن نهاد . دين اسلام در نزد خدا دينى است با اركانى استوار و بنيانى رفيع و برهانى روشن و چراغى تابان و قدرتى پيروزمند و نشانه هايى بلند ، كه كس را يارى خلاف آن نيست . پس بزرگش داريد و پيرويش كنيد و حقش را ادا نماييد و در موضع عز خود جايش دهيد . خداى سبحان ، محمد ( صلى الله عليه و آله ) را به حق به رسالت فرستاد در زمانى كه دنيا را سپرى شدن نزديك بود و آخرت روى آورده بود و جهان روشن و شادمان روى به تاريكى داشت و مردم دنيا به مشقت افتاده و جاى امن و راحتشان به خشونت گراييده ، دنيا را ويرانى نزديك شده ، مدت عمرش به سر رسيده و نشانههاى نابوديش پديدار گشته و از مردمش بريده و حلقههاى پيوندشان گسسته و عوامل در هم ريختنش ، بسيار و آثار رستگارى ، ناپيدا و عيبهايش آشكار و مدت دراز عمرش كوتاه شده بود . در اين هنگام ، خداوند ، رسالت خويش را به او ابلاغ كرد تا امتش را ارجمندى كرامت كند و مردم زمانش را به بهار زندگى رساند و يارانش را سربلند سازد و ياورانش را مشرّف گرداند . پس قرآن را بر او نازل كرد ، نورى كه چراغهايش خاموش نشود . چراغى كه فروزندگيش كاستى نيابد ، دريايى كه ژرفايش دانسته نگردد و راهى كه رونده اش را گمراه نكند و پرتوى كه روشناييش تاريكى نگيرد و فرقانى كه برهانش خاموشى